چند سالی میشه که با شوهرم نمیسازیم خیییلی زور و خودخواهه عملا از من انتظار فقط یه برده بودن داره دیگه خسته شدم از رفتاراش ولی خب میگه بیا توافقی جدا بشیم یعنی حرف الانش نیستا همیییشه یا یه حرفی یه گلایه ای میکنم میگه من همینم که هستم طلاق بگیر بارها بهم گفته چقدر سبک سری که میگم برو نمیری
در پی آن نگاه های بلند، حسرتی ماند و آه ه ه های بلند
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
الان میگه توافقی حق و حقوقتم میدم جدا بشیم ولی پدرمادرم هربار خواستم جدا بشم دخالت کردن و گفتن باید بسوزی و بسازی خودشونو به آب و آتیش میزنن که این اتفاق نیوفته
در پی آن نگاه های بلند، حسرتی ماند و آه ه ه های بلند