بابام سره کارش پاش شکسته صاحبکارش حق و حقوقش نمیده منو داداش بزرگم رفتیم شکایت کردیم بعد تو شکوائیه بحای اینک بابای منو بزنه مثلا کارگر دستگاه فلان زده بود بیکار ک وقتی وکیلمون دید گفت ب ضررتونه ما رفتیم گفتیم اینو اصلاح کنید زنه گفت نمیشه دیگ ثبت شده راهی نداره گفتم تقصیرع توعه الان بیا حقی ک قرارع ناحق شه رو بده دیگ میگفت ن من کاری نکردم خودتون گفتین و گردن نمیگرفت خلاصه ی پیرمرد اومد رئیسش بود اومد با لحن بد گفت چیه چیشده درست نمیشه برید منو میگی رد دادم گفتم چییییییی چییییو درست نمیشه زودباش درستش کن با داد بعد میگفت نمیشه اصلا برو از دستم شکایت کن من خودم تو کانونم گفتم تو قبری ک میخای باش تو الان فقط میتونی پات لب گور باشع بجای اینک کار مردمو را بندازی دو روز دیک میوفتی میمیری داری بدتر برامون مشکل درست میکنی اونم داد میزد بدووو بدووو بدوو برو منم برگشتم گفتم خووودت بدووو بابا دود بده گازتو ببینم بابا 😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣 داداشمم از اونور داشت داد میزد انقدم شلوغ بود نمیدونم فهمیدن یان بجای اینک بگم گاز بده دودتو ببینیم وااای بعدش از خنده مردم