٤ سال با يه پسر دوست بوده ( يه دختر بدبخت) خانوادها كامل در جريان سن جفتشون سى سال به بالا
رفتُ امد خانوادگى داشتن
پسره خونه همه فاميل بردتش
هى ميگفته فروردين ارديبهشت ميام خاستگارى ديگه
دختره حرفى نزده فقط صبر كرده
بالاخره ديشب گفته پس كى مياى!
پسره بهش گفته تو واسم دوست دختر كاملى نبودى من باهات خوشحال نبودم چه برسه بخوام بيام خواستگاريت خودمو بديخت كنم
لازمه اينجا بگم دختره هر هفته دوره همي هاى خانوادگى پسره شركت ميكرد و پسره خوشحال بوده كه اين خانومُ همه جا ميبرده
ولى تا خانوم اعتراض كرده كه بعد ٤ سال به قولت عمل كن پسره دلشو با حرفاى تند شكونده بعدشم رفته خبر نيست ازش
نظراتتونُ بگيد