2821
2789
عنوان

می‌خوام طلاق بگیرم با همه علاقم(:

| مشاهده متن کامل بحث + 1484 بازدید | 40 پست
بنظر منم خودت باهاشون قطع رابطه کن فقط شوهرت بره، اگه دوست داشتی بگو مثلا چه رفتاری باهات میکنن شاید ...

تو هرچیزی دخالت داره ،نمیزاره خونه رو عوض کنیم ک کنار خودش باشیم چند بار باهاش دعوام شده بدجور کار به کتک رسیده ولی خب نزاشت همسرم بفهمه منم چیزی نگفتم احمق و ساده بودم و خیلی کارای دیگ 

سلام بابا خوبی؟(: بابا دردت ب جونم قربون اون چشمات برم ک از خنده کنارش چین افتاده بود حالت خوبه؟بابا دلم برات خیلی تنگ شده میگن خاک سرده فراموش میشه…ولی خیلی سال شده ک هنوز گرمی دستت رو سرم هست…بابایی خیلی دلم برات تنگه انقد تنگه که نمیدونم خیلی و چجوری بگم که بفهمی خیلی دقیقا یعنی چقد…بابا پرنسس کوچولوت مامان شد ولی تو نبودی دست بکشی رو سر پسرش …بابا پرنسس کوچولوت داغ دیده داغ عزیز دیده میدونی داغ عزیز یعنی چی؟نه نمیدونی …تو ک خودت و از دست ندادی…وقتی پسرم ب بردیا گفت بابا برای اولین بار قلبم تیکه تیکه شد…(: چرا من بابا ندارم؟باباااا من به بچم حسودیم شد چون بابا داشت…بابا عروسک مو طلاییت داره پیر میشه موهاش دارن سفید میشن از دوریت ، بچه ک بودم اشتباه ک میکردم باهام قهر میکردی تا نمیومدم بگم ببخشید و بوست میکردم همچنان قهر میموندی و بهم نمیگفتیوروجک(: بابا چه اشتباهی کردم ک این همه ساله قهری؟بابا ببخشید ت رو خدا ببخشید میشه آشتی کنیم؟؟؟بابا یادته همیشه میگفتی آخرین باره میبخشمت ؟ ولی هربار با هر اشتباهم بازم میبخشیدیم و زیر حرفت میزدی؟بابا بعد تو هرکی این جمله رو بهم گفت دیگ واقعا منو نبخشید(: اخ بابا جای خالیت نه تنها کمرنگ نشد بلکه جونم و گرفت (: انتظار برای دیدن دوبارت توان زندگی کردن و از من گرفته…بابا جون پگاهت بیا بغلم کن(:
خوب تو به خانوادش محل نده بخاطراونازندگیتوخراب نکن نزاربه هدفشون برسن جوری وانمود کن که برات اهمیتی ...

ی چیزایی و نمیشه بی اهمیت بود در قبالش...(:

سلام بابا خوبی؟(: بابا دردت ب جونم قربون اون چشمات برم ک از خنده کنارش چین افتاده بود حالت خوبه؟بابا دلم برات خیلی تنگ شده میگن خاک سرده فراموش میشه…ولی خیلی سال شده ک هنوز گرمی دستت رو سرم هست…بابایی خیلی دلم برات تنگه انقد تنگه که نمیدونم خیلی و چجوری بگم که بفهمی خیلی دقیقا یعنی چقد…بابا پرنسس کوچولوت مامان شد ولی تو نبودی دست بکشی رو سر پسرش …بابا پرنسس کوچولوت داغ دیده داغ عزیز دیده میدونی داغ عزیز یعنی چی؟نه نمیدونی …تو ک خودت و از دست ندادی…وقتی پسرم ب بردیا گفت بابا برای اولین بار قلبم تیکه تیکه شد…(: چرا من بابا ندارم؟باباااا من به بچم حسودیم شد چون بابا داشت…بابا عروسک مو طلاییت داره پیر میشه موهاش دارن سفید میشن از دوریت ، بچه ک بودم اشتباه ک میکردم باهام قهر میکردی تا نمیومدم بگم ببخشید و بوست میکردم همچنان قهر میموندی و بهم نمیگفتیوروجک(: بابا چه اشتباهی کردم ک این همه ساله قهری؟بابا ببخشید ت رو خدا ببخشید میشه آشتی کنیم؟؟؟بابا یادته همیشه میگفتی آخرین باره میبخشمت ؟ ولی هربار با هر اشتباهم بازم میبخشیدیم و زیر حرفت میزدی؟بابا بعد تو هرکی این جمله رو بهم گفت دیگ واقعا منو نبخشید(: اخ بابا جای خالیت نه تنها کمرنگ نشد بلکه جونم و گرفت (: انتظار برای دیدن دوبارت توان زندگی کردن و از من گرفته…بابا جون پگاهت بیا بغلم کن(:

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

نه اصلا اینجوری نیستن که بزارن ارتباط قطع کنم و اینا مادرشوهرم خیلیییییی بدتر ایناس ک با قطع رابطه و ...

همسرت نمی تونه ولشون کنه مهاجرت کنین ولی می تونه جلوشون وایسه ک!!

بگه قطع ارتباط کنیم فقط من و بچه ام میام بهتون سر می زنیم با به مشاور خانواده هم حرف بزنین.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
دوست دارن که ولت نمیکنن به زندگیت بچسب،  جوری رفتار کن کهگویی نیستن نمیبینیشون و تمام

مثلا بیاد بزنه زیر گوشم یه جور وانمود کنم مهم نیست؟؟؟دفعه بعدی محکم تر میزنه خو

سلام بابا خوبی؟(: بابا دردت ب جونم قربون اون چشمات برم ک از خنده کنارش چین افتاده بود حالت خوبه؟بابا دلم برات خیلی تنگ شده میگن خاک سرده فراموش میشه…ولی خیلی سال شده ک هنوز گرمی دستت رو سرم هست…بابایی خیلی دلم برات تنگه انقد تنگه که نمیدونم خیلی و چجوری بگم که بفهمی خیلی دقیقا یعنی چقد…بابا پرنسس کوچولوت مامان شد ولی تو نبودی دست بکشی رو سر پسرش …بابا پرنسس کوچولوت داغ دیده داغ عزیز دیده میدونی داغ عزیز یعنی چی؟نه نمیدونی …تو ک خودت و از دست ندادی…وقتی پسرم ب بردیا گفت بابا برای اولین بار قلبم تیکه تیکه شد…(: چرا من بابا ندارم؟باباااا من به بچم حسودیم شد چون بابا داشت…بابا عروسک مو طلاییت داره پیر میشه موهاش دارن سفید میشن از دوریت ، بچه ک بودم اشتباه ک میکردم باهام قهر میکردی تا نمیومدم بگم ببخشید و بوست میکردم همچنان قهر میموندی و بهم نمیگفتیوروجک(: بابا چه اشتباهی کردم ک این همه ساله قهری؟بابا ببخشید ت رو خدا ببخشید میشه آشتی کنیم؟؟؟بابا یادته همیشه میگفتی آخرین باره میبخشمت ؟ ولی هربار با هر اشتباهم بازم میبخشیدیم و زیر حرفت میزدی؟بابا بعد تو هرکی این جمله رو بهم گفت دیگ واقعا منو نبخشید(: اخ بابا جای خالیت نه تنها کمرنگ نشد بلکه جونم و گرفت (: انتظار برای دیدن دوبارت توان زندگی کردن و از من گرفته…بابا جون پگاهت بیا بغلم کن(:
همسرت نمی تونه ولشون کنه مهاجرت کنین ولی می تونه جلوشون وایسه ک!! بگه قطع ارتباط کنیم فقط من و بچه ...

نه بچم و نمیدم تنها ببره ی بار تنها پیششون بود برا هفت پشتم بسته،وای همسرم انقد باهاشون دعوا کردههههه ولی این مامانش نمیزارع قهرمان ب یه ساعت بکشه

سلام بابا خوبی؟(: بابا دردت ب جونم قربون اون چشمات برم ک از خنده کنارش چین افتاده بود حالت خوبه؟بابا دلم برات خیلی تنگ شده میگن خاک سرده فراموش میشه…ولی خیلی سال شده ک هنوز گرمی دستت رو سرم هست…بابایی خیلی دلم برات تنگه انقد تنگه که نمیدونم خیلی و چجوری بگم که بفهمی خیلی دقیقا یعنی چقد…بابا پرنسس کوچولوت مامان شد ولی تو نبودی دست بکشی رو سر پسرش …بابا پرنسس کوچولوت داغ دیده داغ عزیز دیده میدونی داغ عزیز یعنی چی؟نه نمیدونی …تو ک خودت و از دست ندادی…وقتی پسرم ب بردیا گفت بابا برای اولین بار قلبم تیکه تیکه شد…(: چرا من بابا ندارم؟باباااا من به بچم حسودیم شد چون بابا داشت…بابا عروسک مو طلاییت داره پیر میشه موهاش دارن سفید میشن از دوریت ، بچه ک بودم اشتباه ک میکردم باهام قهر میکردی تا نمیومدم بگم ببخشید و بوست میکردم همچنان قهر میموندی و بهم نمیگفتیوروجک(: بابا چه اشتباهی کردم ک این همه ساله قهری؟بابا ببخشید ت رو خدا ببخشید میشه آشتی کنیم؟؟؟بابا یادته همیشه میگفتی آخرین باره میبخشمت ؟ ولی هربار با هر اشتباهم بازم میبخشیدیم و زیر حرفت میزدی؟بابا بعد تو هرکی این جمله رو بهم گفت دیگ واقعا منو نبخشید(: اخ بابا جای خالیت نه تنها کمرنگ نشد بلکه جونم و گرفت (: انتظار برای دیدن دوبارت توان زندگی کردن و از من گرفته…بابا جون پگاهت بیا بغلم کن(:
نه اگه باهم زندگی میکردیم مرده بودم همون پنج سال پیش

خب پس مشکل چیه؟ جای من بودی چیکار میکردی؟ هممون تویه ساختمون پدر شوهرمادرشوهز جاری برادرشوهر بچه ها 

همشونم بچمو میزنن برخورد میکنم میگن بچه خودمونه حریم شخصی ندارم تو خونه لختم یهو درو باز میکنن قفل بکنم کلی بهم توهین میکنن همش توقع دارن براشون کلفتی کنم بیرونم نرم

شما ک خونت جداس چرا میخای زندگیتو همسرتو دخترتو از دست بدی؟ !!!

و من همچنان امیدوارم...💙🙂

خانواده ی بد خیلی کنار اومدن باهاشون سخته چه خانواده ی شوهر،،چه خانواده ی زن.

تو زندگی مادر من ۹۹ درصد بدیای پدرم و اختلافاتشون تقصیر مادر بزرگمه و پدرمم دهن بین بود گوش می داد الان سر عقل اومده بهش رو نمیده.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
خب پس مشکل چیه؟ جای من بودی چیکار میکردی؟ هممون تویه ساختمون پدر شوهرمادرشوهز جاری برادرشوهر بچه ها& ...

بچم پسره،عزیزم خونشون جای من نیست ولی هر روز خونه منه،همسرم هم یه آدم فوق العاده مهمون نواز هرمی بیاد خونمون ازش بهترین پذیرایی و می‌کنه به خدا هفته پیش جاریم ساعت شیشششش و نیم صبح اومد خونه،هرچی گفتم بزار بگم بره بخوابم گفت زشته نزاشت

سلام بابا خوبی؟(: بابا دردت ب جونم قربون اون چشمات برم ک از خنده کنارش چین افتاده بود حالت خوبه؟بابا دلم برات خیلی تنگ شده میگن خاک سرده فراموش میشه…ولی خیلی سال شده ک هنوز گرمی دستت رو سرم هست…بابایی خیلی دلم برات تنگه انقد تنگه که نمیدونم خیلی و چجوری بگم که بفهمی خیلی دقیقا یعنی چقد…بابا پرنسس کوچولوت مامان شد ولی تو نبودی دست بکشی رو سر پسرش …بابا پرنسس کوچولوت داغ دیده داغ عزیز دیده میدونی داغ عزیز یعنی چی؟نه نمیدونی …تو ک خودت و از دست ندادی…وقتی پسرم ب بردیا گفت بابا برای اولین بار قلبم تیکه تیکه شد…(: چرا من بابا ندارم؟باباااا من به بچم حسودیم شد چون بابا داشت…بابا عروسک مو طلاییت داره پیر میشه موهاش دارن سفید میشن از دوریت ، بچه ک بودم اشتباه ک میکردم باهام قهر میکردی تا نمیومدم بگم ببخشید و بوست میکردم همچنان قهر میموندی و بهم نمیگفتیوروجک(: بابا چه اشتباهی کردم ک این همه ساله قهری؟بابا ببخشید ت رو خدا ببخشید میشه آشتی کنیم؟؟؟بابا یادته همیشه میگفتی آخرین باره میبخشمت ؟ ولی هربار با هر اشتباهم بازم میبخشیدیم و زیر حرفت میزدی؟بابا بعد تو هرکی این جمله رو بهم گفت دیگ واقعا منو نبخشید(: اخ بابا جای خالیت نه تنها کمرنگ نشد بلکه جونم و گرفت (: انتظار برای دیدن دوبارت توان زندگی کردن و از من گرفته…بابا جون پگاهت بیا بغلم کن(:
نه بچم و نمیدم تنها ببره ی بار تنها پیششون بود برا هفت پشتم بسته،وای همسرم انقد باهاشون دعوا کردهههه ...

مادرش چند سالشه؟؟


هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
مثلا بیاد بزنه زیر گوشم یه جور وانمود کنم مهم نیست؟؟؟دفعه بعدی محکم تر میزنه خو

خب تو هم برن. 

از خودت دفاع کن، چرا باید تو گوشت بزنه؟!  دلیلش چیه؟! 

همه اینهارو به شوهرت بگو و قطع رابطه کن نرو سمتشون اگه اونا اومدن پیشت پذیرایی کن ازشون و مشغول شو تو آشپزخونه،  جایی پیششون نشین. 

خانواده ی بد خیلی کنار اومدن باهاشون سخته چه خانواده ی شوهر،،چه خانواده ی زن. تو زندگی مادر من ۹۹ د ...

نه همسرم اصلا رفتارش بد نمیشه سر اونا همیشه هم باهاشون بحث داره ولی اونا کوتاه نمیان دیدن همسرم اینجوری نیست سر من خالی کنه خودشون دست به کار میشن

سلام بابا خوبی؟(: بابا دردت ب جونم قربون اون چشمات برم ک از خنده کنارش چین افتاده بود حالت خوبه؟بابا دلم برات خیلی تنگ شده میگن خاک سرده فراموش میشه…ولی خیلی سال شده ک هنوز گرمی دستت رو سرم هست…بابایی خیلی دلم برات تنگه انقد تنگه که نمیدونم خیلی و چجوری بگم که بفهمی خیلی دقیقا یعنی چقد…بابا پرنسس کوچولوت مامان شد ولی تو نبودی دست بکشی رو سر پسرش …بابا پرنسس کوچولوت داغ دیده داغ عزیز دیده میدونی داغ عزیز یعنی چی؟نه نمیدونی …تو ک خودت و از دست ندادی…وقتی پسرم ب بردیا گفت بابا برای اولین بار قلبم تیکه تیکه شد…(: چرا من بابا ندارم؟باباااا من به بچم حسودیم شد چون بابا داشت…بابا عروسک مو طلاییت داره پیر میشه موهاش دارن سفید میشن از دوریت ، بچه ک بودم اشتباه ک میکردم باهام قهر میکردی تا نمیومدم بگم ببخشید و بوست میکردم همچنان قهر میموندی و بهم نمیگفتیوروجک(: بابا چه اشتباهی کردم ک این همه ساله قهری؟بابا ببخشید ت رو خدا ببخشید میشه آشتی کنیم؟؟؟بابا یادته همیشه میگفتی آخرین باره میبخشمت ؟ ولی هربار با هر اشتباهم بازم میبخشیدیم و زیر حرفت میزدی؟بابا بعد تو هرکی این جمله رو بهم گفت دیگ واقعا منو نبخشید(: اخ بابا جای خالیت نه تنها کمرنگ نشد بلکه جونم و گرفت (: انتظار برای دیدن دوبارت توان زندگی کردن و از من گرفته…بابا جون پگاهت بیا بغلم کن(:
مادرش چند سالشه؟؟

شصت سالشه ولی شصت سالی که از یه خانم سی و پنج ساله سر حال تر و جوون تر مونده

سلام بابا خوبی؟(: بابا دردت ب جونم قربون اون چشمات برم ک از خنده کنارش چین افتاده بود حالت خوبه؟بابا دلم برات خیلی تنگ شده میگن خاک سرده فراموش میشه…ولی خیلی سال شده ک هنوز گرمی دستت رو سرم هست…بابایی خیلی دلم برات تنگه انقد تنگه که نمیدونم خیلی و چجوری بگم که بفهمی خیلی دقیقا یعنی چقد…بابا پرنسس کوچولوت مامان شد ولی تو نبودی دست بکشی رو سر پسرش …بابا پرنسس کوچولوت داغ دیده داغ عزیز دیده میدونی داغ عزیز یعنی چی؟نه نمیدونی …تو ک خودت و از دست ندادی…وقتی پسرم ب بردیا گفت بابا برای اولین بار قلبم تیکه تیکه شد…(: چرا من بابا ندارم؟باباااا من به بچم حسودیم شد چون بابا داشت…بابا عروسک مو طلاییت داره پیر میشه موهاش دارن سفید میشن از دوریت ، بچه ک بودم اشتباه ک میکردم باهام قهر میکردی تا نمیومدم بگم ببخشید و بوست میکردم همچنان قهر میموندی و بهم نمیگفتیوروجک(: بابا چه اشتباهی کردم ک این همه ساله قهری؟بابا ببخشید ت رو خدا ببخشید میشه آشتی کنیم؟؟؟بابا یادته همیشه میگفتی آخرین باره میبخشمت ؟ ولی هربار با هر اشتباهم بازم میبخشیدیم و زیر حرفت میزدی؟بابا بعد تو هرکی این جمله رو بهم گفت دیگ واقعا منو نبخشید(: اخ بابا جای خالیت نه تنها کمرنگ نشد بلکه جونم و گرفت (: انتظار برای دیدن دوبارت توان زندگی کردن و از من گرفته…بابا جون پگاهت بیا بغلم کن(:
نه همسرم اصلا رفتارش بد نمیشه سر اونا همیشه هم باهاشون بحث داره ولی اونا کوتاه نمیان دیدن همسرم اینج ...

از پیششون برین خب.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//

نه چاره اش طلاق نیست.اونجوری باید غصه بچه رو هم بخوری حرف و حدیث دوست و آشنا هم بذاری رو جیگرت

همه این اتفاقا چاره داره به مرور حل میشن ولی هم انرژی میبره ازت هم وقت گیره

خودت رفت و آمد نکن فاصله حفظ بشه باهاشون تنها نمون

هیچی از خودتون نگید که باب دخالت باز بشه

اینا ذره ذره میره تو مخ مردا

خودم اینقدر به شوهرم گفتم برنامه هاتو برا همه توضیح نده به خرجش نمیرفت

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز