دیگه حوصله هیچیو ندارم قبلا همه کاری میکردم اما الان روز و شبو همش خوابم یا تو تختم هیچ کاری نمیکنم یه عالمه کار خونه مونده شوهرم شب از سر کار میاد خسته و کوفته یه کلمه حرف بزنه درددل کنه سریع عصبانی میشم دعوام میشه باهاش دخترم التماس میکنه باهاش بازی کنم انگار نه انگار بیچاره بچم تنهاست حق داره حتی دیگه حوصله ندارم تا یه کلاسم برسونمش نمیدونم چرا چند وقته اینجوری شدم داره حالم از خودم بهم میخوره