دیروز صبح برای انجام ivf پانکچر شدم. میخوام تجربه مو بنویسم شاید روزی کسی سرچ کنه و به کارش بیاد. اول یه سرم وصل کردن بهم پرسید به پنیسیلین حساسیت دارم که گفتم نه. بعد شروع کرد راجع به این که اهل کجام نظر دادن موهامو فر کرده بودم اون روز دیدم پرستارا می گن چه موهای قشنگی اومدم بگم مرسی دیگه چیزی نفهمیدم گمونم تا یک ساعت بعدش به هوش اومدم صدا دکترا رو شنیدم که دارن تو برگه تعداد تخمک هارو می نویسن گفتن ۶ تا تخمک گرفتیم ازش پرسیدم تموم شد؟ گفتن اره و کمکم کردن برم دستشویی بعدم یک ساعت باید میخوابیدم. حس عجیبی بود تا حالا بیهوش نشده بودم. درد خاصی نداشتم یه حالتی مث گرفتگی شکم تو روز دوم پریود..داروهام ۸تا امپول پروژسترون بود که از دیشب دارم میزنم دردش وحشتناکه
گفتن مواد پروتوئینی زیاد بخورم و یبوست نداشته باشم
باید روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت برم ببینم ازین ۶تا تخمک چقدرش جنین شده و اماده باشم برای انتقال... الان درد خاصی ندارم در حد گرفتگی شکم و ورم سینه نوکشم به شددت حساس شده... فقط جای امپول متورم و درد ناک شده به سختی می تونم بشینم و پاشم یا تو تخت تکون بخورم. امشب دومین امپولو باید بزنم نمی دونم چرا شیافشو ندادن...
دارم ته دلم دعا می کنم این روزا زود بگذره انتقالمو انجام بدم و مثبت بشه واقعا خیلی خسته و اذبت شدم تو این راه. اونم منی که مادر شدنو دوست نداشتم توی دورترین فکرامم یه روز تصور نمی کردم با پای خودم برم برای ivf... خدا خودش كمكم كنه اصلا حال روحی خوبی ندارم. خوش به حال کسایی که طبیعی و بی دردسر مادر شدن. 🥺🥺