شوهرم بنگاه داره شریکم داره بعد تو بنگاه همیشه رفیقاش اونجا جمع هستن بعضی وقتا هم اونجا غذاهای خوب میگیرن و میخورن و مشروبم میخورن
من امروز حالم خوب نبود چن روزه کمر درد گرفتم دو روزه نمیتونم از درد راه برم
توقع داشتم این روز جمعه که میبینه حالمم اصلا خوب نیست خونه پیشم بمونه
صبح همون شریکش و چنتا از رفیقاش زنگ زدن اماده شد بره گفتم امروز جمعه هست چرا میخای بری بیرون بمون پیش ما
گفت دیگه با بچه ها قرار گذاشتیم میخام برم
الانم رفت منم بهش پیام دادم ادما تو روزای سخت هم دیگه رو میشناسن تو روزای خوشی که همه کنارتن
بعد دعوامون شد تو پیام الان شما بگین حق با کیه واقعا توقع زیادی من دارم ؟