2777
2789

یه چند دقیقه بیخیال غصه بشیم اول خودم میگم...


دختر همسایه مون ۲۱ سالش بود بحث درباره لاغری اینا بود بعد گفتش آره مامانم اجازه نمیده زیاد تو حموم بمونم میگه لاغری یه موقع غش نکنی و ازین حرفا 😑 بعد من تقریبا کلاس چهارم بودم برگشتم گفتم عه چه جالب مامان منم اجازه نمیده زیاد حموم بمونم اخه میگه شامپو تموم میشه زیاد نمون💔😅


 شمام بگید بخندیم ...


یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

من قرار بود از زمین های فروشی حرفی نزنم ،نمیدونم یهو در رفت از تو دهنم جلو مهمون ۹ سالم بود ،مادرم نیشگون برد منو جیبم رفت هوا چرا دارم از زمینا میگم نیشگون میگیری ،بعد فهمیدم چ گندی زدم 🤣🤣🤣

خخ من ذهنم مریضه یاد یه کار زشت توسط خودم افتادم خخخ ... یادمه مهمون غریبه داشتیم من کوچکترین عصو خونوادم خیلیم لوس بودم بعد رفتم رو ما داداشم با نازو عوشوه ک بشینم یکی ازم در رف خخخخخ بعد داداشم میگه برو برو تو اتاق بشین برو خخخ یادمه رفتم تا اخر ک اونا رفتن پشت چوب رختی قایم شدم

زندگی زیباست ، ای زیبا پسند،زیبه اندیشان ب زیبایی رسند،انقدر زیباست این بی بازگشت ، کز برایش میتوان از جان گذشت .... ❤

خخ خدایی شمام اینطوری بودین یا من فقط ابرو بر بودم خخخ

زندگی زیباست ، ای زیبا پسند،زیبه اندیشان ب زیبایی رسند،انقدر زیباست این بی بازگشت ، کز برایش میتوان از جان گذشت .... ❤

من یه خاطره بگم

ابروی پدر مادرم نرفته ها،ابروی خودم رفته😁😁😁

بچه که بودم با یکی از شوهر خاله هام خیلی خوب بودم

یه روز مامانم برام یه شور.ت جدید خرید

منم رفتم خونه ی خالم شلوارمو کشیدم پایین و گفتم عمو علی عمو علی بیا ببین چه شور.ت قشنگی خریدم😁😁😁😁


و چنین بود که وی ابرویش را به فااااک داد😃😃😃😃

دوستای گل نی نی سایتی لطفا برای سلامتی دخترم دعا کنید،اسمش معصومه ست،ممنونم

خودمو یادم نیست اما برام تعریف کردن یه روز یکی از همکارای بابام زنگ میزنه خونمون بابام به خواهرم میگه بگو من خونه نیستم خواهرمم بچه بوده تلفن رو برمیداره بعد از سلام واحوال پرسی میگه: بابام گفت بگم خونه نیستش 😂

✍🏻هرچی که بوده و هست با یک رویا شروع شده💜

مامانم میگه بچه بودی هر روز عصر بهت موز میدادم ولی فقط میخوردی اسمش و نمیدونستی. رفتیم مهمونی صاحب خونه گفته موز بردارین واسه بچه ها. من گفتم مامان موز چیه؟‌😂 مامانم میگه من خودم و میزدم اون وسط که تو نمیدونی موز چیه؟ هر روز داری کوفت میکنی 🤣

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ترامپ مرد

مموتی۰ | 9 ثانیه پیش
2791
2779
2792