2777
2789

خیلی بهم قول موندن داده بود بهم گفته بود اگه بابات بگه نه هزار بار میام خواستگاریت تا پدر مادرت قبول کنن اومد خواستگاری خانواده اش زیاد راضی نبودن تو خواستگاریم اصلا پدر مادرش حرف نزدن فقط خودش حرف زد بعد مادرش سریع در اومده درباره مهریه حرف میزنه هنوز جلسه اول خواستگاری صد تا داستان درباره مهریه گفت که مهریه بده دخترا الان مهریه هاشونو میزارن اجرا شیرینی زندگی رو از بین می‌بره کل داستان سر هم کرد هی تو گوش خانواده ام میخوند خلاصه پدر مادرم گفتن نه خانواده اش حمایتش نمی کنن راضی نیستن فردا تو زندگی اذیت میشی چون مجبور بودم برم تو غربت زندگی کنم برا دو شهر مختلف بودیم پدرم گفت نه ولی اصلا محکم نبود اگه اونا یکم بیشتر نرم تر برخورد میکردن قبول میکردن خانواده ام مثلا اونا چند تا خونه داشتن ولی گفته بودن پسرمون به ما ربطی نداره بره اجاره بشینه اگه هم میخواد بیاد تو یکی از خونه های ما بشینه باید خرج ما رو هم بده در حالی که نه تا خونه داشتن چون تو کار ساختمون سازی بودن خیلی هم پولدار بودن خلاصه همه چی بهم خورد و کلی حسرت موند رو دل من 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

فقط چند خط اول رو خوندم

باور میکنی همین حرفا رو عشق اول منم بهم زده بود؟ ولی وقای به هم زدیم یه ماه نشده ازدواج کرد و کلی ک.شعرای عاشقانه استوری میکرددد

ولی الان با یه نفر هزار برابر بهتر از اون زندگی میکنم و خدارو شکر میکنم که اون رابطه نشد

توام همه چیو بسپر به زمان 

حل میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز