دستبندمو انداختم رفتم خونه مادرم اونجاقشنگ یادمه. بعد بچموبردیم پارک سرپوشیده اونجام حس میکنم دسم بوده دیگه وسطای اونجا ب بعد یادم نمیاد هیچ حسی هم ندارم ک بوده یانه
النگویی بود جوری نبود ک با بشه بیفته قفلش محکم بود
به اون رفتم خونه مادرشوهرش بعد اونم رفتیم بستنی
وای دوساعت به اومدن ب خونه یادم افتاده نیس