توی شرایط من زندگی نکردی تا ببینی قوی بودن یعنی چی
شده بابات بگیرتت زیر مشت و لگد تو بازم به خاطر مامانت بلند بشی بگی چیزی نبود و جواب پدرتون بدی ؟
شده عاشق مادرت باشی و جلوت زار بزنه و تو فقط مجبور باشی دلداریش بدی ؟
شده به خاطر مادرت خودتو تا دم مرگ فرستاده باشی و دم نزنی ؟
شده پدرت از موهای بلندت بگیرتت و بلندت کنه و هیچی نگی ؟
شده یه جوری بزنه با لگد توی دلت که نتونی راه بری ؟
شده یه جوری با لگد بزنه تو زانوت که نتونی تکون بخوری ؟
و.... خیلی سختی های دیگه که حوصله ندارم بگم
شده با همه اینا بازم درست رو بخونی و ممتاز باشی؟
تو جای من نیستی بچه جون
شده با همه دعوا کنی حتی با کله گنده هاش و نترسی؟
پس با من از قوی بودن حرف نزن
شده با تمام مشکلات بازم جلوی همه همون دختر زبون دراز و مغرور و شیطون باشی که همه میشناسنش؟
شده جواب همه رو بدی و نترسی ؟
پس به من از قوی بودن نگو