دوست ندارم شوهرم با دوستاش الکی دور دور کنه و پلاس شه تو سر راه ها با دوستاش
دوست ندارم الکل بخوره از مستی کنار دوستاش بدم میاد چند بار افتاده بیمارستان سر این ماجرا
آخه دوستای خوبی هم نداره انصافا
هر وقتم گفتم نرو و اینا گفته چه غلطی کردم ازدواج کردم آزادی مو هم گرفتی از دستم
اره شاید غیر نرمالم ولی خب دوست ندارم اخه
میتونه با من باشه تا با اونا با من بریم جاهای خوب
دلم گرفته همه ی مشکلاتم تو این ازدواج ففط این موضوعه بزرگش
چیکار کنم بنظرتون ؟تا الان خیلی گفتم و حرف زدم قهر کردم نشد که نشد