درمورد طرحواره بی ارزشی (نقص و شرم) میتونید سرچ و مطالعه کنید.
احتمالا فرافکنی میکنید. یعنی خودتون رو در اون جایگاه (با ظاهری که سلیقه خودتون نیست) بی ارزش احساس میکنید و دارید به اون افراد نسبت میدید.
جدا از اون، زیبایی یه مسئله سابجکتیو هست. به خودی خود وجود نداره و در ذهن انسانه که تعریف میشه. در واقع چیزی که شما دارید به اون فرد نسبت میدید، منطبق درک شخصی تون از زیبایی هست. وقتی زیبایی رو طبق سلیقه شخصیتون درک نمیکنید تو ذهنتون برچسب زشت میزنید به طرف مقابل. درصورتی که سلیقه شخصی شما(و هر انسان دیگه) فاقد هرگونه اعتباریه و یه صرفا یه احساس و درک شخصی هست که مربوط به شماست نها اون فرد. شما اشتباها دارید به اون فرد نسبت میدید.
اینجوری بگم که شما فکر میکنید اون شخص زشت یا زیباست، اما اون فرد نه زشته نه زیبا. اون فقط هست. درک شماست که یا زیبایی رو درک میکنه یا نه.
این از خطای شناختی اول.
خطای شناختی دومتون اینه که ها ارزشمندی رو به زیبایی گره زدید که ریشه احتمالیش رو گفتم اول کار. ولی باز هم جدا از اون، انسان بدنشون نیستن. باید هویت انسان ها رو از بدنشون تفکیک کنید. بدنشون بخشی از اون هاست و از قضا بخش زیادی هم نیست. بدن انسان ها نیومده تا توی مسابقه «کی از همه خوشگلتره» برنده باشه. بلکه قراره به اون ها امکان حیات و فرصت زندگی کردن بده.
مهم ترین چیزی که گفتم پاراگراف اول بود. یحتمل جایگاه اون فرد رو تبیین نمیکنید تو ذهنتون (که البته نه شما، نه من و نه هیچ فرد دیگه ای در جایگاه تعیین کردن جایگاه برای آدما نیست.) در واقع خودتون رو نمیتونید با اون ظاهری که مدنظرتون نیست بپذیرید و خودتون رو هم با ظاهر ارزیابی میکنید (به این معنا که اگه از نظرتون خوب باشه خودتون رو خوب یا حداقل بهتر از معمول و اگه بد باشه خودتون رو بد یا حداقل بدتر از معمول میبینید.)