2777
2789

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

برای ازدواج برنداشتم

ولی برای دوتاحاجت مهم برداشتم و نتیجه گرفتم

قبل از تموم شدن چله


در حد توانم اجرا کردم

مثلا سلام زیارت عاشورا رو یکبار میگفتم نه صد بار

منم نخوندم تا حالا  پیشنهاد دادن برام  انگار سخته

نه اتفاقا.خوندنش من یک ساعت یا یک ساعت و ربع زمان میبرد...دوستم ک زودتر میخوند

فقط شرایطش رو باید رعایت کنی ک اونم سخت نیس...خییلی حس خوبی داره

..آرامش داری تو اون مدت

هیچ گناهی نمیکردی؟

خیییییلی سعی کردم که گناه نکنم

اگه مثلا حواسم نبود و پشت سر کسی چیزی میگفتم سریع میرفتم معذرت خواهی و حلالیت


من کلا حجابم کامل و خوب نیست اولی اون چهل روز خیلی رعایت کردم و حد بند میپوشیدم حتی یک تار مو بیرون نباشه

من بواسطه همین چله از امام حسین حاجت گرفتم من عشقم یه طرفه بود من همسرمو دوسش داشتم اما اون نمیدونست دم دردانشگاهم رو جرثقیل کار میکرد خیلی دوسش داشتم نمیدونستمم چطوبهش بگم ولی یبار پایین گوشه خیابون وایساده بودن ناخواسته بدجور خیره شدم تو چشماش ولی اون متوجه نشد بعد یمدت کارشون تموم شد ساختمون نیمه ساخته اما دیگ نمیومد اون انقد غصه خوردم هرروز ب امیددیدنش خوشگل میکردم انگار اونم منو میبینه اما نبود انقد دعاخوندم نشد کلی ختم و چله گرفتم نشد داشتم دق میکردم ک یبار دیگه ببینمش من ۳۲سالمه اون روز ک میرفتم دانشگاه ۴ ۵سال پیش بود ۲۷ ۲۸سالم بود مادرمم همش رو مغزم بود وخواستگار راه میداد بدون هماهنگی کفرم دراومده بود ازیطرف من اونو دوسش داشتم از اینطرف مادرم بااینکاراش دقم میداد ازاونطرف من اصلا نمیدیدمش دیگ ن اون منو میشناخت ن حتی میدونست دوسش دارم روانی شده بودم سپردم یه خانوم برام چله بگیره ک من باهاش ازدواج کنم دعاهای من که دیگه جواب نمیداد خیلی خانوم پاک وخوبی بود مادرم همیشه بهش میگف برا مادربزرگم روزه های قضاشوبگیره و قران بخونه ۳د۴ روزگذشت باز مادرم گف امشب خواستگارمیادلباساتو اماده کن چادرم سرت کن پسرم میاد داشتم تو دلم مث همیشه ب خودم فحش میدادم بخاطراوضاعم اماده شدم اصلا به خودم نمیرسیدم اقامن ک رفتم اون اتاق دیدم همون پسرس مادرش منو دیده پسندیده ازیطرف قندتودلم اب میشد از طرف دیگه دستام یخ کرده بود عرق سرد کرده بودم بااون قیافه ام دقیق۳روز حموم نرفته بودم هیچ ارایشم نداشتم گفتم الان دم میزارن روکولشون میرن اما نرفتن الان شوهرمه😍 این معجزه زندگی من بود

من بواسطه همین چله از امام حسین حاجت گرفتم  من عشقم یه طرفه بود من همسرمو دوسش داشتم اما اون ن ...

واقعاااا؟؟؟؟برام دعا کن... خودتم مراقبه داشتی تو اون موقع؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حالم بده

daniaaaa | 5 دقیقه پیش

بزرگ ترین مشکل

imhamam | 35 ثانیه پیش

حرف بزنیم

rrrrrrnr | 43 ثانیه پیش
2791
2779
2792