توی زندگیم سختی زیاد کشیدم. از بچگیم بگم که طومار میشه. بعد ازدواج هم با خانواده شوهر توی یه ساختمون. اصلا فکر نمیکردم انقد بد باشه. گفتم خب خانواده خودمن. همش ازشون اخلاقای سرد دیدم. چند روز پیش بخاطر اینکه مهمون داشتم و فامیلای خودم بودن اونم بعد شام. چون به اونا نگفتم باهام رفتارای بد داشتن. همین که رفتم بالا مادرشوهرم خودشو زد به خواب. چند دقیقه با پدرشوهرم حرف زدم یعنی بیدار نشد؟
8ساله بچه دار هم نشدم. مشکل هم از همسرمه بیشتر
. انگار فقط متولد شدم واسه ناراحت بودن