بچه ها ما سه سال قبل مستاجر یک خانم و آقای میانسال بازنشسته ولی سرحال بودیم و یسال خونشون بودیم و بعدش خونه خریدیم رفتیم ازونجا، طی اون یسال خوبی و بدی زیاد داشتن، مثلا گاهی چون شوهرم زیاد میرفت ماموریت، برام نان میخریدن یا تمیر شیر آبی یا زباله بردنی، بدیهاشون بیشتر وقت قبض آب و برق بود که مشترک بود و میگفتن شما زیادتر استفاده میکنید یا وقتی برام مهمان میومد از سر و صدا ناراضی بودن( طبقه بالا بودن ما پایین ). ناگفته نماند که شوهرم دوبار برای وام براشون ضامن شده بخاطر این بعد سه سال هنوزم گاهی تلفنی باهاشون رابطه داریم.
دیشب بعد چندمدت گفتن بعد شام میایم خونتون سر بزنیم. اومدن نشستن و یدونه پفک برای دخترم آوردن فقط. حالا به اون کاری ندارم چون ازشون انتظاری هم ندارم. حرف به گرانی مرغ و گوشت و ... رسید.