2777
2789
عنوان

زندگی در روستای جواهرده رامسر

924 بازدید | 21 پست

سلام دوستان، بیاید نظر بدید

من یه مدت میشه که دارم تحقیق میکنم که کدوم روستای شمال برای زندگی مناسبه؟ 

1_ توی تابستون خنک باشه و ییلاقی باشه، البته اینطور نباشه که زمستون قابل سکونت نباشه

2_ طبیعت زیبایی داشته باشه سرسبز باشه و رودخونه داشته باشه

3_ مردم بومی روستا مهاجرین رو بپذیرن ودر کل مهربون و خونگرم و خوش اخلاق باشن

4_ امکانات داشته باشه

5_ چون میخوام از شلوغی و آشفتگی و هرج و مرج شهر فرار کنم دوست دارم روستایی برم که توش آرامش داشته باشم

6_ امنیت داشته باشه، چون بعضی جاها نمیشه خونه رو خالی گذاشت، ولی میدونم اکثر روستاها  که مردم محلی هستن امنیت داره

7_ ترجیحا زیاد با شهر فاصله نداشته باشه

خودم روستای جواهرده رامسر رو انتخاب کردم 

لطفا دوستانی که جواهرده زندگی میکنید راهنمایی کنید

اگه روستا دیگه ایی رو می‌شناسید که با معیارهای من سازگاره خوشحال میشم معرفی کنید

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

مایبار رفتیم بنظرم ک جادش خیلی از شهر دور‌بود اخرشم جای ابشار نرسیده ب روستا ایستادیم

پدر پشتم‌شکست از رفتن تو 🥀پدر شادی تموم شد توغم تو🥀پدر اون‌همه حرفات کجا رفت🥀همه رفتن بعداز رفتن تو‌🥀پدر تنها شدم‌تنهایی سخته😭😭بابای نازم‌بابای قشنگمدلم‌برات تنگ شده خیلیییی دلم‌برات تنگه لعنت به روزی که رفتی لعنت به لحظه ای که برااخرین بار پاهات و‌بوسیدم لعنت به لحظه ای ک‌ نشستم تا روی صورت ماهت خاک‌ریختن لعنت به همه لحظه هایی که تو‌نیستی اخ که پشتم شکست بعد تو همه خوشیمون باخودت بردی🖤🖤🖤

فک کنم خیلی سرد باشه اونجا

مهاجر پذیر هم باشن باید بری تو مردم واقعا 

سال ها از خود پرسیدم کیستم؟ اتشم؟ شوقم؟ شرارم ؟چیستم ؟دیدمش امروزو دانستم کنون من ب جز او او ب جز من نیستم  

من یبار رفتم جواهر ده تورا ه پیچ ها که میرفتیم بالا کلی نگه داشتیم و تمشک خوردیم تمشک وحشی. از بالای سخره های کوتاه میرفتیم درخت تمشکارو میدا میکردیم‌ . تو ذوق و شوق رد مای خرس دیدم یه رد مای بزرگ بود که کفش بابام با شماره ۴۳ نصفش نبود .  وحشت کردیم سوار ماشین شدیم دیگه ادامه ندادیم رفتیم جای دیگه😆ولی خیلی خوب بود مامانم قران و تا پایین ختم کرد از ترس

روانشناسی کودک

من ارزومه برم یه روستا تو شمال  زندگی کنم 

و فارغ از غوغای جهان باشم 

ولی متاسفانه باید تو شهر دوندگی کنیم

من یک ولد از طایفه ای غرق کثافت!یا کل نژادم همگی اهل عبادت.من اهل جنون اهل نماز اهل نجابت.هر طور که باشم به کسی یا احدی چه؟

مسیرش اصلا خوب نیست کلی باید بری بالا تا برسی به روستا این همه روستا پایین و جنگلی و زیبا 

مردمش من چندتا رفتار بد ازشون دیدم نپسندیدم

به پشم های خود بیاموز که هر تاپیکی ارزش ریختن ندارد🙃🙃

جواهر ده که عالیه، بسیار زیبا، 

اما جایی است تفریحی، گردشگران تو اون منطقه زیاد رفت و آمد دارن، اگر با این مشکلی نداشتی عالیه، منم یک دوستی دارم اونجا خونه گرفته، اما همونجا هم کار میکنه، مغازه عسل فروشی و ترشک و ترشی داره 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  20 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  19 ساعت پیش