خیلی بچه بودم ک بابا فوت کرد ب زور بابامو یادمه مامان قشنگم دونه ب دونه موهاشو سفید کرد ک ما قد کشیدیم.ما بزرگ شدیم ما درس خوندیم و صاحب زندگی شدیم.
مامانم حالش بده تو تصادف من خاک بر سر گفتم جلو بشین پاهات درد میکنه وای تصادف کردیم.یک هفته هست صورت ماهشو ندیدم بچه هام گریه میکنن میگن مامانی میخایم منظورشون مامانمه.
خودمم بیدارم درد صورت فلج شده ام نمیزاره خابم کابوس فقط مامانمو میخام سالم و سلامت.اگه ب مامانم چیزی بشه من باید زودتر از اون برم تو قبر.تو رو ب خدا دعا کنید مادرم حالش خوب بشه..من یتیم ی بار دیگه یتیم نشم.من دنبال ببرم برای خودم.خدا جونیمو بگیرم مامانم حالش خوب بشه