می خواستم بپرسم اگه پسر دار نمی شدید یا اون ازدواج نمی کرد تنهایی خودتون و دخترتون چطور پر می شد؟ با کی می خواستید رفت و آمد کنید؟ کی قرار بود کاراهاتون رو انجام بده؟
واقعا واسم عجیبه که چطور بعضی از خانواده های شوهر یهو بعد ازدواج اینقدر می خوان با عروس رفت و آمد کنند یا انتظار دارن کمک حالشون باشه.
البته می دونم خانم با شخصیت و با فرهنگ زیاد هست و خیلی مادرشوهرها و خواهرشوهرها اینطوری نیستن.
به نظرم واسه یه عروس که جوونه و تازه وارد یه خانواده شده صمیمیت طول می کشه و مخصوصا معاشرت با یه خانم هم سن و سال مادرش واسش سخته.
و خب منظورم اون خانواده هایی هم نیست که صمیمیت واقعی بین شون به وجود آمده چون تو اطرافیان خودم دیدم اونایی که انتظاری از عروس ندارن یا اونایی که صمیمیت واقعی دارن.