من کباب شدم تو خونواده البته بابام اینطور نیست اما امان از مادرم
لامصب هر وقت منو میبینه امپر میچسبونه یعنی نفرت رو تو چشماش میخونم
از وقتی نامزد کردم شروع شد این کاراش
راحت جلو همه تحقیرت میکنه
موقع غذا کشیدن انقدر کم میکشه یا گوشت نمیذاره یا اصلا ارزش قائل نیست خورش رو برنج میریزع درصورتی ک واس بقیه اینطور نیست
من اگه خونش بمونم انگار راه نفسش بستم
ده ساله داره زجرم میده
راهش مستقل شدنع و سرکار رفتن یجوری ک هیچ نیازی بهشون نداشته باشی