نامزدم یکی از اقوام دورمونه و باورتون میشه روز خواستگاری یه شاخه گل هم نیاوردن منو جلو زن داداشم و خانوادم کوچک و بی ارزش کردن خیلی دلم گرفت اون لحظه حس بدی داشتم نامزدم ۱۴ سال از خودم بزرگ تره و اولش راضی به ازدواج نبودم خانوادم گفتن پسز خوبیه شناخت داریم میشناسیمشون ادم به غریبه نمیتونه اعتماد کنه دیگه راضی شدم قبلا هم کسی دیگه رو دوس داشتم که پسر عموم بود و خانوادم به شدت مخالفت کردن و نزاشتن ازدواج کنیم و اون دیگه زن داره خلاصه نامزدم به شدت خسیسه ما تفریح جایی میریم یه چیپس یه اب میوه چیزی نمیخره ینی من واقعا از گشنگی میمیرم چند روز قبل رفته بودیم یه شهر دیگه دوتایی مامانش برامون کتلت درس کرده بود میگفت اونجا هیچی نیست که غذا بخریم مثلا شب میریم بیرون میگه بابام میخواد شام خوشمزه درس کنه بریم خونه همش میگن عروسی نگیریم خرج اضافست میدیم مردم میخوره حتی روز عقد هم اونا خرج ندادن بابای من شام داد فقط اونا شیرینی گرفتن . حتی لباس عقد هم برام نخریدن گفتن یه شبه دو میلیون پول بدی لباس برای یه شب لباس عقد خواهرش برام اوردن . واقعا دیگه خسته شدم از این رفتارشون بنظرتون چیکار کنم .