2777
2789
عنوان

بد بینی

25 بازدید | 1 پست

من شوهرم خوبه ها ولی فوق العاده بدبین و شکاک 

مثلا دوباره عید شد مهمونی ها زیاد شد من ماتم گرفتم مهمون نیاد من بهش تعارف کنم جیزی شوهرم بهم میریزه شدید عصبی میشه بعد رفتنشون بابا خوب نمیشه ک من صم بکم بشینم نمیگن زنه چقد نفهمه بخدا دیونه میشم موقع مهمونی یا بریم مهمونی باید جلو دید مردها نباشم وای واقعا میگم ها یعنی قرمز میشه مخصوصا شام باشه میگه بشین روبرو خودم اصلا سر این اخلاقش کوتاه نمیاد دیونه شدم مثلا مهمون اومد من خودمو مرتب کردم میگه چه خبره مگه کدوم خری مگه میاد وااای یعنی چی اخه حالا خوبه خانواده خودشون بودن اصلا توجمع خانوادش میریم میریزه بهم چیکار کنم 

خدایا هواست به همه زندگی ها باشه

مثلا من داشتم کادوهایی ک گرفته بودم به خانوادش میدادم به عنوان عیدی بعد دومادشون گفت یکی بسه گفتم ن اشکال نداره اینا ک رفتن گفت برای چی وایسادی با اون زر زر کردی وای اثلا بعید بود بگه زر زر خیلی دلم شکست بیشعور چطور تونست بهم بگه میگه اینجوری کنی رفت و آمد قطع میکنم چرا بهشون ارزش قاعل میشی انقد مگه کین واااا بابا خواهرته اوتم شوهرش حالا خدا نیدونه اصلا حرف نمیزنم ها فقط سلام علیک تموم ولی نمیدونم جرا انقد حساسه روانی شدم یعنی اخر سر این موضوع من جدا میشم 

خدایا هواست به همه زندگی ها باشه
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792