سلام خانوما من امروز ازصبح دارم کمک مادرشوهرم میکنم که مهمون داره آخره شب رفتن عید دیدنی خواهرشوهرم گفت برو تو اتاق خواب باش که بچم بیدارشد گریه نکنه وهمشون رفتن ویه عالمه هم ظرف پذیرایی کثیف بود منم که خسته ازصبح داشتم به مادرشوهرم تو مهمونداری کمک میکردم الان که شوهرم اومده خونه باهام ناراحته که چرا ظرفارو نشستی منم گفتم آدم نفهم چیزی نمیفهمه که خواسته باشه براش توضیح بدم دوباره سوال کرد من بازم توضیح ندادم بنظرتون باهاش سر سنگین وقهر باشم ودیگه نرم کمک مامانش آخه اونکه نمیفهمه ارزشی نداره
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
نه وقتی مهمون دارن منو جاریم وخواهرشوهرام همه اونجاییم یعنی اونا همیشه موقعی که مهمون دارن همه بچه هاشونم اون جان اونا مهمونی نداشتن که تمام بچه هاشون اونجا نباشه ماهم میگیم گناه داره یه نفری واسه سی نفر غذا بپزه وپذیرایی کنه کمک میکنیم