من شرايطم بد بود بعد سن ١٧سالگي با شوهرم اشنا شدم الان ١٠ساله ازدواج كرديم من قرص خواب ميخورم فكر ميكنم نميفهمه اما امشب گفت داري از چشمم ميفتي اينجوري باشه برو منم جايي رو ندارم بجز خونه مامان بزرگم چون مامان بابام جدا شدن بعد تا صد سال خرجايي كه همسرم ميكنه رو اونا نميتونن كنن نكه نداشته باشن نميخان