سلام پسرم سه سال و دو ماهشه فقط مامان بابا ... گ گ میگه گاهی اوقاتم به به همین کلافه شدم دکتر بردم میگه ببر گفتار درمان دو ماه بردم فقط اشک میریزه همکاری نمیکنه به خاطر شرایط الانم ميترسم ببرمش مهد دارم روانی میشم چرا هیچی نمیگه
وقتی داری روزای سختی رو میگذرونی و متعجبی که خدا کجاست 👀 یادت باشه استاد همیشه موقع امتحان سکوت میکنه😶خدایا شکرررررررت بعداز 20ماه انتظار مامان شدم 😍خدایا خییییلی مرسییییی که پسرم روسلامت گذاشتی بغلم❤
تو منطقه و شهرما بهشون تخم کبوتر میدن خوب میشن پسر عموی خودم سه سال خورده ای بود همون مامان بابا رو بزور میگفت تا اینکه تخم کبوتر دو سه بار دادن بهش خوب شد الان مث بلبل شده
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
اصلا شبا خواب ندارم از استرس همسرم اصلا براش مهم نیست میگه هر وقت خودش بخاد حرف میزنه همین دکتر و گفتار با هزار دعوا بردمش دلم داره میترکه از غصه اینقدر خستم از استرس گریه میکنم دعا کنید خواهشا تحملم تموم شده چرا حرف نمیزنه
وقتی داری روزای سختی رو میگذرونی و متعجبی که خدا کجاست 👀 یادت باشه استاد همیشه موقع امتحان سکوت میکنه😶خدایا شکرررررررت بعداز 20ماه انتظار مامان شدم 😍خدایا خییییلی مرسییییی که پسرم روسلامت گذاشتی بغلم❤
یه زن یا هزار مشکل وسخت جونی برادر شوهرم تالاسمی ماژور دیابتیه و نارسایی قلبی و ریوی ۱۵ ساله خون دل بزرگش کردم چه شب تا صبح بیمارستان بغلم بعد از تزریق خون یا دسفرال میلرزید چه خون دل ها خوردیم تا رسید به ۱۵ سالگی چه شب تا صبح دنبال دارو نبودم دنبال دکتر نبودم اتاقش به جای تخت نوجوان تخت بیمارستان با دستگاه اکسیژن هست چه شب هایی که میلرزید وبیهوش تو بغلم بود هر دوچرخه که میدید اون شب برای من و شوهرم ماتم بود درمانده ترینم از ارزوهایی که گفته و نوشته مینویسم دوست دارم برم کوه دوست دارم دوچرخه داشته باشم دوست دارم کاکائو بخورم دوست دارم تخمه بخورم فوتبال نگاه کنم دوست دارم زنداداشم به جای کیف دارو برام کیف ورزشی بزاره دوست دارم یه شب بدون ترس از ...بخوابم