برام خواستگار اومده بود
رفتیم اتاق حرف بزنیم
اون تو چشمام نگا میکرد من تو چشاش نگا میکرد
بعد جو زده شدم خواستم ی سوال خوب بپرسم گفتم انتظاراتتون از همسر آیندتون چیه
گف یادم نیس استرس دارم و این چیزا😐شما انتظارتون چیه
هنگ کردم گفتم دروغ نگه گف بعدش گفتم یادم نمیاد😂😂😂
بگوووو آخه نمیدونی چرا میپرسی
اینایی ک این همه سوال میپرسن چی میپرسن😐
آخرش گف سوالی داری گفتم ننوشتم😐😂خاک تو سرم😑