2777
2789
عنوان

پروانه شدن...

607 بازدید | 10 پست

روزهای آخر زمستون و آخر سال یکی یکی دارن میگذرن...

خونه ها درحال خونه تکونی و گرد گیری...

همه درحال خرید لباس نو ...

همه ی اینا به ادما دلخوشی میده؛اما...

خوبه که جدا از همه ی اینا یادمون نره دلامونم خونه تکونی کنیم، یه دستی بکشیم روی روحمون رو گردگیریش کنیم...بعضی جاهاش نیاز داره ترمیم بشه،بعضی جاهاش نیاز داره گردگیری بشه، بعضی جاهاشم نیاز داره عوض بشه...برای سال جدید یه روح تازه به خودمون عیدی بدیم...

من میخوام خودمو خونه تکونی کنم، میخوام روحمو بتکونم گردهایی که از اولین روز سال گذشت روش نشسته تا الان همش بریزه و سبک بشم

میخوام یه چیزایی رو عوض کنم و یه چیزای جدید برام خودم به وجود بیارم...

میخوام گرد بگیرم از بعضی رفتارام

مثل بد اخلاقیام

 تنبلی کردنام

حرص خوردنای الکیم

 غر زدنام

 اعصاب خرابیام

یه جاهایی دروغ گفتنام

کم گذاشتن برای خودم

کارهای بیهوده ام

(الان که دارم مینویسم یکی یکی قشنگ میان جلوی چشمم که توی این یک سال چیکار کردم)

سخته میدونم شاید گردگیری از روح سخت تر از گردگیری از خونه باشه شاید کمی روحم خسته بشه ولی آخرش سبک میشم.

به قول دختر گرانبها: اگه میخواید پروانه بشید قطعا مدتی سخت را داخل پیله باید بگذرونید.

ولی اینبار دیگ تصمیم رو گرفتم تصمیم گرفتم دیگ ضعیف نباشم باید بتونم بگذرم از این موقعیت و باید بتونم دختری که میخوام بشم.

من یک دخترم، دختری که قراره یه روزی یک زندگی رو مدیریت کنه و من باید از خودم شروع کنم...



#من_میتونم

 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

من دیروز با خودم یه تصمیم گرفتم ؛ تصمیم به پروانه شدن ...و همون لحظه شروع کردم.

اولین کاری که کردم این بود دلم میخواست محیط اطرافم مرتب و تمیز باشه و از همه مهم تر خودم یک دختر مرتب و منظم باشم...

همین الان که دارم این پست رو مینویسم کارم تموم شد و بهترین احساس رو دارم...

احساس میکنم که اتاقم مرتب ترین اتاق دنیاس   ... شاید باورتون نشه اما واقعا اتاق من از یک اتاق بی نظم و شلخته تبدیل شده به یه اتاق پررر از انرژی مثبت( وضعیت یه جوری بود توی اتاق که میومدی احساس میکردی لابه لای وسایل بهم ریخته گم میشی) 

انژری مثبتش رو قشنگ احساس میکنم و با خودم گفتم شاید واقعا این احساس من از لحاظ  علمی هم ثابت شده باشه...

رفتم سرچ کردم و یه مقاله خوندم دیدم بلههه! 

همه چی در اطراف ما انرژی داره و یکی از راه های آوردن انرژی مثبت به محیط زندگی تمیز و مرتب کردنه!

 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

الان داشتم با خودم فکر میکردم که من توی زندگیم چندتا دوست صمیمی دارم؟! یا اصلا دوست صمیمی دارم؟!

و جوابشو هم پیدا کردم... من هیچ دوست صمیمی ندارم؛ نه اینکه دوستی نداشتم نه!...دوستانی داشتم که هم کلاسی بودیم؛ معاشرت کردیم، باهم باشگاه رفتیم، کنسرت رفتیم...

تصور من از دوست صمیمی یه چیز دیگ اس، آدمی که کمکت کنه رشد کنی یا بهتره بگم باهم رشد کنین، شوخی و خنده باهم داشته باشین بدون بی ادبی ، طوری که شوخیا حرف های رکیک و زننده نباشه !(الان توی جامعه دختر و پسر نداره متاسفانه اغلبشون فکر میکنن دوست داشتن و دوست صمیمی بودن یعنی هر حرفی که دلت بخواد بتونی بزنی مهمم نیست چقدر زشت باشه...!)

ولی همین چیزی که گفتم توی جمع دوستانه ی ما رعایت نمیشد، برای همین زیاد باهاشون قاطی نمیشدم... کم کم فاصله گرفتم و الان حذفشون کردم!

از نظر من دوست صمیمی زندگی ادم فقط میتونه همسرش باشه...

کسی که لحظه به لحظه ی زندگی کنارته...

باهم سفر میرید، گردش میرید، خرید میرید...

حرف های دلتو میزنی (میدونم نباید هرچیزی هم گفت) 

و اون خوب درکت میکنه 

بغلت میکنه و بهت ارامش میده

برای همیناس که انتخاب همسر خیلی مهمه (خیلیا دیدم توی همین نی نی سایت از شوهرشون دل خوشی ندارن...)

من کاری ندارم شاید الان با خودتون بگید هنوز نرفته توی زندگی فکر میکنه زندگی گل و بلبله!

بله من هنوز سر زندگی نرفتم اما توی محیط خانواده ام،پدرو مادرم و میبینم که چطور باهم رفتار میکنند چطور بهم کمک میکنند و چطور صبوری میکنند.

من الان همه ی دوستامو حذف کردم ولی قطعا برای پیدا کردن دوست جدید دیگ حواسم هست باید یه دوست برام چه معیار هایی داشته باشه...

1. اول از همه ادب و شخصیت داشته باشه

2. هم سطح خودم باشه که بتونم درجاهایی ازش مشورت بگیرم

3. درک و شعور داشته باشه 

4. تیپ شخصیتش مثل خودم باشه، چه از لحاظ ظاهری چه دینی و چه عقلی

5. اهل غیبت و بدگویی نباشه

6. حالم کنارش خوب باشه و ازش انرژی مثبت بگیرم

 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

صبح قشنگ من...

امروز یه صبح فوق العاده بود برام...یه صبح دل انگیز از همون اولین دقیقه هایی که برای یک بار دیگر چشمهامو باز کردم... صدای باران و رعد تگرگ منو از خواب بیدار کرد...

تصمیم گرفتم هر روز از خدای مهربانم تشکر کنم... از دیروز شروع کردم به شکرگزاری،چقدر حس خوب و حال خوب به روحم تزریق میکنه ... نوشتن نعمت هایی که داری و یاد آوریشون و از همه مهم تر شکر گزاری از خدای بخشنده با صدای زیبای موزیک بی کلام یک حال فوق العاده ایه که تا تجربه اش نکنین متوجه نمیشین چی میگم...

با خودم گفتم چقدر خوشحالم که تازه شروع کردم به ساختن زندگی جدیدم ... ساختن یه ورژن جدید از خودم و خدا چقدر راهای قشنگی رو به روم باز میکنه 

چقدر قشنگه اگه شکرگزاری از خدارو توی برنامه ی زندگیمون قرار بدیم...


خدایا_توراسپاس...#

 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

درسته که میگن هر روز یه جور نیست یه روز حالت خوبه یه روز حالت بده...بله!

برخلاف دیروز که صبح خیلی خوب بود برام امروز حال خوبی نداشتم کمی اول صبح درد داشتم ولی الان بهترم...چون زود جمعش کردم دلم نمیخواد تمام روز حالم بد باشه...

حالا توی این روزا خلق و خوی ما دخترا عوض میشه و رفتارامون دست خودمون نیست...

امروز میخوام برخلاف تمام سالها و ماه هایی که پریود شدم حواسم به رفتارم باشه...

صدامو بالا نبرم...

نق نزنم...

لج نکنم...

قهر نکنم...

حرص نخورم...

سخته میدونم، ولی من میتونم    

 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

امروزم یک روز بارونی قشنگه...خدایا تورا سپاس که بهاری سرسبز هدیه میدهی  

دیروز با خودم تصمیم گرفتم که حرص نخورم ، دعوا نکنم، حرف بدی نزنم...تا حدودی موفق بودم به جز دو جا پیش اومد ولی سریع یاد تصمیمم افتادم...

اما...یه اتفاق دیگ پیش اومد و من متوجه مشکلی درون خودم شدم...دوتا رفتار پیش اومد که از دست پدر و مادرم ناراحت شدم اول نمیخواستم بازگو کنم اما با خودم گفتم گفتنش بهتره چون...

1)اونا که نمیتونن حرف دل منو بخونن و شاید اصلا متوجه رفتارشون و ناراحتی من نشده باشن

2) بهتره بگم؛ شاید درست شد نشد هم نشد ولی امتحانش می ارزه

من گفتم اما... وسط انتقاد کردن و حرف دلم رو گفتن بغض کردم و بعد گریه ام گرفت اون لحظه چنان حس بدی بهم دست داد حس ضعیف بودن،حس اینکه غرورم شکسته،حس بچه بودن و بچگونه رفتار کردن که گریه ام شدت گرفت از دست خودم

بعد که بیشتر فکر کردم دیدم یک بار دیگر در مقابل کسی دیگ یک اقا

و در مقابل هم کلاسیم و دوستمم هم همینطور شده بودم

من شخصیت درونگرایی دارم صحبت کردن کمی برام سخته با نوشتن راحت ترم اما گاهی واقعا نمیشه نوشت باید عنوان کرد...امیدوارم بتونم این مسعله رو توی وجود خودم حل کنم و روزی برسه حرفم رو بتونم قاطع بگم بدون اینکه بغض کنم بدون اینکه صدام بلرزه و گریه ام بگیره...

 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

امروز اینقدر حالم خوبه که حد نداره  

من چند روز پیش توی یک تایپیک شکرگزاری شرکت کرده بودم، تا چند روز تمرین هاشو قرار میداد استارتر ولی دیروز به علت همراهی نکردن کاربرا گفت ادامه نمیده،من به تصمیمش احترام گذاشتم ولی ته دلم کمی ناراحت شدم چون واقعا انجام تمرینات شکرگزاری حال خوبی بهم میداد...اما همینطوری تموم نشد...

یکی از کاربرا گویا پست منو دیده بود و مثل یک چراغ روشن اومد گفت من یه تایپیک دیگ میشناسم که تمرینات خوبی داره و اونجا منو تگ کرد   من خیلی خوشحال شدم خیلی ازش تشکر کردم و گفت اگه دوست داری میتونم جاهای دیگ هم تگت کنم و من بیشتر خوشحال شدم...

دیروز همش این جمله توی مغزم اکو میشد:

" اگه خدا دری به روت میبنده درهای دیگ رو باز میکنه که هزاران برابر بهترند..."

الانم من لینک اون تایپیک های خوب رو میذارم برای کسایی که شاید من چراغ روشنشون باشم  

کمی هم خودت را دوست داشته باش

چندتا از تکنیک های قانون جذب

کیا میخوان سال جدید ازدواج کنند؟


یک زن موفق بودن تلاش میخواد  


 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

داشتم با خودم فکر میکردم امروز چی یاد گرفتم؟ چی به خودم اضافه کردم که بیام پستش کنم ... ؟!

به ذهنم رسید که از عادت های خوبی که این روزا برای خودم ایجاد کردم بگم...

از همون اوایل صبح که بیدار میشم...

1. چند روزی هست که بعد از خواب حتما تخت خوابم رو مرتب میکنم الان برام عادت شده واقعا تخت خواب بهم ریخته صورت خوبی نداره

2. صبحا حتما صبحونه میخورم(حتی شده یه چایی یا نیمرو) اگه گشنم شد در طول صبح حتما یه میان وعده میخورم

3. هر روز موهامو شونه میزنم و صبحا مسواک میزنم هم سرحال تر میشم هم مرتب تر

4. هر روز صبح موزیک بی کلام میذارم و شکرگزاری روزانمو مینویسم

5. بعد شکرگزاری تمرینهای خوب روزانمو انجام میدم یا کتاب یا مطالب روانشناسی میخونم

6. ساعت 12 ظهر نهار میخورم معده ام عادت کرده دیگ نخورم صداش در میاد

7. حتما ظهرا شده حتی نیم ساعت استراحت میکنم در طول روز سرحال تر هستم

8.روزهای دوشنبه و چهارشنبه اتاقم رو مرتب میکنم و خودمم حموم میرم

9. هر وسیله ای که استفاده میکنم بعدش میبرم سر جاش میذارم

10.هرشب برای تفریح یه فیلم میبینم (دفترچه امم کنارمه که هرچی یاد گرفتم ازش یادداشت کنم)

11.شبا که میخوابم صورتمو و دستامو کرم میزنم

12. هر شب مسواک میزنم

13. قبل خواب قران میخونم( برای ارامش روح اموات فاتحه میفرستم هر ثوابش برای اونا ثبت میشه هم خودم و البته در ارامش میخوابم)

14. هرگز سراغ چیزای منفی نمیرم( اهنگ های منفی,متن های منفی, فیلم ها یا حتی تایپیک های منفی...)

15. نامه مینویسم به فرشتگان


اما همه چی اینجا تموم نمیشه من هر روز سعی میکنم یه عادت قشنگ دیگ برای خودم به وجود بیارم...مثلا از امروز میخوام دیگ مرتب درس بخونم   


تو چه عادت های خوبی داری؟ تاحالا لیستشون کردی ببنینی چندتا میشه؟!  

 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

چقدر خوبه ادما کسی رو داشته باشن که وقتی دلشون گرفت برن سراغش... باهاش حرف بزنن و قشنگ درکشون کنه حتی اگه زدن زیر گریه ارومشون کنه...خوشحالم یکی از همین ادما رو دارم.

از دیروز شروع کردم درس خوندن و جمع بندی واسه کنکور   این لحظه ها و روز های اخر کنکور داره میگذره و قراره 110 روز دیگ بگم خدایااااا شکرت منو نجاتمم دادی از این کنکور  

از روزی سه ساعت شروع کردم و قرار شد فعلا روزی یک ساعت اضافه کنم...امروز باید 4 ساعت درس بخونممم

پیش به سوی تلاش  ( از الان نمیخونمااا 2 ساعتشو خوندنم یهو یادم اومد گفتم یه پست خوشگلم بزارم  )

 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

انگار برام وظیفه شده شرح حال هر روزم رو نوشتن...دوست داشتم امروز هم ثبت بشه

خیلی حس خوبی دارم با اینکه الان از خستگی دارم بی هوش میشم ولی انقدر حس خوبی دارمم که امروز به همه ی برنامه هام رسیدم...

خوشحالم، از خودم راضیم و هر روز تشنه تر برای پیشرفت...

من یک زن موفق میشمم    

 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!

امروز یه قدم بالا تر از دیرووز...

حالا دارم کم کم مزه ی اعتیاد به موفقیت رو میچشممم...یک قدم امروز بیشتر به هدفم نزدیک شدم

من میشم همونی که میخواام...

باید بشه و غیر از این راهی وجود نداره  


 هر وقت آموختی که در کلامت توهین نکنی آن موقع بحث کن!
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  19 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  18 ساعت پیش