یه دوست صمیمی دارم مثل دوتا خواهریم اینقدر صمیمی بعد چند روز قبل زنگ زد و اینا اصرار که بیا خونمون من گفتم من نمیتونم تو چرا نمیایی گفتش پس من میام فردا حالا که تو نمیایی
خلاصه یکم که حرف زدیم گفتش ابجیم آبله مرغان گرفته اینا بعدش ادامه اش گفت حالا فردا میام پیشت منم گفتم اگه میشه نیایی چون نمیخوام بچم مریض بشه گناه داره گفت نه واگیر دار نیست ( در حالیکه من میدونم هست) خلاصه بعدش زنگ زدم جوابمو نداد بنظرتون پیام بدم
بچم گناه دلم نمیخواست تو سن کم مبتلا بشه