2777
2789

طرفای خودم طرفای شوهرم از همه جنس آدمی اگه حرفی عملی ببینم که ناراحتم کنه می‌بخشم ینی اصلا خیلی وقتا در من نفوذ نمیکنه حالا به بخشش هم برسه ولی وقتی به مادرشوهر میرسه اصلا نمیتونم فراموش کنم کارا و حرفاشو ...یبار تصادفی شنیدم پشت سر خودم و خانوادم قضاوت غلط کرد برام برا همیشه نابود شد قبلاً از کسای دیگه هم مثلا شنیدم پشت سرم بحرفم این یدونه فراموشم نمیشه کینه اش خودم رو هم اذیت می‌کنه بدجور در مورد همه میتونم فک کنم آدما خاکستری اند خوب و بد دارن ولی به ایشون که میرسه بنظرم سیاه سیاه میاد در حالیکه همه آدما هم خوبی دارن هم بدی ...




کتابی در مورد آدمای کینه ای البته نه ذاتا کینه ای فقط شخص مادرشوهر یا تجربه ای کارساز که کمک کنه؟؟؟


البته از این بابت که کارای منفیشو فراموش نکنم یخورده برا شوهرمم اینطوریم ولی خب با شوهرم با اینکه فراموش نمیکنم ولی خوبم 

بنظرم این یه چالشی هست که باید باهاش رو به رو بشی.اگه مادرشوهرت خوبیایی هم داشته سعی کن مقابله کنی با حست.مثلا براش حلوا یا دسری بفرستی.

خیلی تاثیر گذار در پاکی روح و وسعت اندیشه ات میشه.

من امتحان کردم که میگم.

خدایا شکرت...
بنظرم این یه چالشی هست که باید باهاش رو به رو بشی.اگه مادرشوهرت خوبیایی هم داشته سعی کن مقابله کنی ب ...

مثلا قبلاً شنیدم وقتی خواستم باهاش خوب برخورد کنم در مورد عروس کسه دیگه گفته عروس فلانی هم مثلا خوبی خانواده شوهرت دید خوب شد و...این حرفا نمی‌ذاره خودم باشم ینی خوبی هارو از خودش میبینه میگه چون من خوبم بقیه هم خوب برخورد میکنن واین حرف رفته رو‌مخم ولی خب لابد یه راه حلی داره دیگه



یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

مثلا قبلاً شنیدم وقتی خواستم باهاش خوب برخورد کنم در مورد عروس کسه دیگه گفته عروس فلانی هم مثلا خوبی ...

رآه حلش اینه که برای خودت حریم تعیین کنی.از این حرفا که میزنه بلند شو و برو جایی دیگه خودتو مشغول کن.هنوز نمیدونه برای ارتباط با شما چجوری رفتار کنه.

واقعا مثل یه ملکه باش تو خونه مادرشوهرت.خیلی سنگین و رنگین.اگه ازت درخواست کرد همراهی کن باهاش و متقابلا وقتی اون به خونتون میاد شما مثل یه مهمان رودربایستی دار ازش میزبانی کن.

دیگه خودتو درگیر این افکار هم نکن.تا میاد فکر مادرهمسرتون بیاد تو ذهنت.به خودت بگو فردا بهش فکر میکنم!منظورم اینه که هی از افکار اینچنینی فرار کن.کم کم مسلط میشی به افکارت

خدایا شکرت...
رآه حلش اینه که برای خودت حریم تعیین کنی.از این حرفا که میزنه بلند شو و برو جایی دیگه خودتو مشغول کن ...

تا چه حد در خواستشو همراهی کنم؟ مثلا یه اخلاقی داره اگه دوتا کار پشت سرهم کنی سومی رو هم ازت میخواد حتی وقتی می‌دونه مثلا امتحان داری مثلا انگار ظرف شستی میگه آشپزی کن یا جارو کن مثلا...

هیچ وقت نزار مدل دستوری بهت چیزی بگه .مدل هر شخصی رو خودت میدونی.هیچوقت برای کارهای اون فرز و سریع نباش خیلی آهسته کار کن.اگه زیاده روی کرد وعده هاش رو به نادیده بگیر.....میگه بیاظرف بشور ،خودت رو با حرف زدن با تلفن مشغول کن.جای تو بودم همه کارها رو شریکی با همسرم انجام می‌دادم. 

خدایا شکرت...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز