سلام خواهرای گلم. بعد دو روز اومدم. من بلد نیستم صداتون بزنم و نمیدونم چجوری اسم کاربرا آبی میشه.
فقط اومدم بگم که صبحی که قرار بود شوهرم بره دنبال آبروریزی همونطور که مطلعید ۴صبح متاسفانه زلزله ترکیه و سوریه اتفاق افتاد و با توجه به اینکه منزل خواهر شوهرم توی شهر ماردین ترکیه هست و ساختمانشون تا حدودی تخریب شده ولی خوشبختانه خودش و سه بچه هاش سالمند، همون اوایل صبح کلی تماس گرفتیم و جواب ندادن و نگرانیها خیلی بیشتر شد چون تا ظهر هم خبری نبود و با تماس مادرشوهرم، همسرم مجبور شد فوری بره شهرستان و طرفای عصر خواهرش خبر سلامتی خودشون رو داده بود و دو روزه که شوهرم نیومده چون با مادرش کلی خرید دارن که انجام بدن و بعد از طریق پست یا از طریق اتوبوس استانبول از شهر ارومیه باید محموله رو که لباس و کنسرو و ... هست بدستش برسونن هنوز شوهرم نيومده و هرچندکه من باهاش حرف نمیزنم و قهرم ولی خودش به بچه مون زنگ زد و گوشی که روی آیفون بود بهم گفت لجبازی نکن اونروز عصبی شدم یچیزی گفتم که منم روش قطع کردم و به مهدکودکم فعلا نرفتم و اونها هم تماسی نگرفتن.
فقط خواستم ازتون تشکر کنم که بفکرم بودید و قسم میخورم به جان بچم تاپیکهام هيچکدوم دروغ نبود و اگر باز چیزی شد بهتون اطلاع میدم.